Inrooz.com
  سایت خبری حوادث روز

ads

Niksalehi.com

NikBazar.com

آپیوندها

نیک صالحی

نیک بازار

نیک دانلود

نسل سوم

پرشین وی

نیک بلاگ

نیک جاب

نیک کلاب

هو دات آی آر

تجریش گیم

اینروز

درنا

دانستنی

آی آر پارت

مخصوص

تلاطم

ارگ ایران

فروشگاه تجریش

نیک نیوز

سایت روز

پارسی پیک

سینما تو ایران

سینما فور آی آر

سینما تو آی آر

پولک

تندرست

آی آر پارس

گالری عکس گالری سینما
سرويس آشپزخانه هدیه تهرانی
سرويس بهداشتي نیکی کریمی
مانيکور ناخن مهناز افشار
کارت عروسي بهرام رادان
دسته گل عروس پوریا پورسرخ
تاج عروس سمیرا مخملباف
کیف زنانه پوپک گلدره
کفش عروسي محسن مخملباف
گالری جواهرات فرهاد مهادیان
انگشتری یکتا ناصر
کیک عروسي مهتاب کرامتی
حلقه عروسي مسعود کیمیایی
لباس مجلسی گلشیفته فراهانی
لباس عروس محمد رضا فروتن
گالری دکوراسیون منزل امین حیایی
ماشین های برتر دنیا یکتا ناصر
گالری طلا و جواهرالات بهاره رهنما
گالری عکسهای هنری نیوشا ضیغمی
گالری عکسهای فانتزی بهنوش بختیاری
گالری شیفون عروس ماهایا پطروسیان
اتاق خواب محمد رضا گلزار
عروسک ستاره اسکندری
گالری والپیپر بهاره رهنما
گالری کفش عروس لعیا زنگنه
گالری تاج سر عروس حسام نواب صفوی
گالری دیدنی طبیعت هانیه توسلی
گالری کارت پستال لیلا اوتادی
گالری گلها لیلا حاتمی
کیک تولد و عروسی ترانه علیدوستی
گالری عکسهای حیوانات شیلا خداداد
گالری عکسهای خنده دار حمید گودرزی
گالری عکس بچه ها عکس بازیگران سینما

آخرین خبر های سراسر جهان

inroozha

مطالب جالب

طنز و سرگرمی

 

«جايزه‌ بزرگ‌» به‌ كارگرداني‌ مهران‌ مديري‌"وقتي‌ بامشاد «كامبيز» مي‌ شود [ March 17, 2005 ]

وحيد منطق‌  روزنامه ي اعتماد:
بالاتر از سعادت‌آباد مكان‌ تصويربرداري‌ جديدترين‌ كار مهران‌ مديري‌ و گروه‌ همراه‌ اوست‌. داخل‌ خيابان‌ مرواريد كه‌ مي‌شوم‌ نگاهم‌ مدام‌ به‌ شماره‌ پلاك‌هاست‌ كه‌ يكباره‌ ماشين‌ بزرگي‌ را در مقابل‌ خانه‌يي‌ دوطبقه‌ مي‌بينم‌ ديگر نيازي‌ به‌ پيداكردن‌ پلاك‌ نيست‌. با ديدن‌ حجت‌ ذيجودي‌ دستيار اول‌ مهران‌ مديري‌ در «پاورچين‌»، «نقطه‌چين‌» و اين‌ مجموعه‌ آخري‌ در كنار ماشين‌، يقين‌ مي‌كنم‌ كه‌ درست‌ آمده‌ام‌ و اينجا، جايي‌ است‌ كه‌ مردم‌ قرار است‌ به‌ مدت‌ 13 شب‌ اتفاقات‌ «جايزه‌ بزرگ‌» مديري‌ را ببينند. از همان‌ نماي‌ بيرون‌ ساختمان‌ مي‌توان‌ حدس‌ زد كه‌ اين‌ كار با مجموعه‌هاي‌ گذشته‌ مديري‌ متفاوت‌ است‌. در چند مجموعه‌ اخير مديري‌ به‌ جز ديدن‌ يك‌ خانه‌ ويلايي‌ كه‌ در وسط‌ يك‌ باغ‌ قرار داشت‌ با چيز ديگري‌ روبرو نمي‌شديم‌ ولي‌ در تازه‌ترين‌ كار او ديگر خبري‌ از خانه‌ بزرگ‌ ويلايي‌ نيست‌ و نماي‌ بيرون‌ خانه‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ فضاي‌ درون‌ خانه‌ با نماي‌ بيرون‌ آن‌ زياد فرقي‌ نمي‌كند و...

گوسفند كاهوخور!
آپارتماني‌ دوطبقه‌ با نماي‌ ساده‌ و باغچه‌يي‌ خشك‌ كه‌ كنارش‌ گوسفندي‌ مشغول‌ جويدن‌ كاهوست‌، كاهوهايي‌ كه‌ گه‌گاهي‌ يكي‌ از عوامل‌ برايش‌ مي‌آورد. انگار دامها به‌ شكلي‌ يكي‌ از اجزاي‌ جدانشدني‌ مجموعه‌هاي‌ مديري‌ شده‌اند. چرا كه‌ هم‌ در نقطه‌چين‌ و هم‌ در پاورچين‌ و حالا هم‌ در جايزه‌ بزرگ‌ اين‌ حيوانات‌ دوست‌داشتني‌ را ديده‌ايم‌. قبل‌ از ورود به‌ حياط‌ منتظر شنيدن‌ صداي‌ مرد سبيلويي‌ بودم‌ كه‌ هميشه‌ در كنار در مي‌ايستد و وقتي‌ شما را نشناسد همان‌ جمله‌هاي‌ آشنا را تكرار مي‌كند: آقا شما? ببخشيد با شما هستم‌? شما?
عوامل‌ در سمت‌ چپ‌ حياط‌ مشغول‌ فيلمبرداري‌اند. سيامك‌ انصاري‌، فلامك‌ جنيدي‌، بهنوش‌ بختياري‌، رضا شفيعي‌جم‌، روشنك‌ عجميان‌ و خود مديري‌، چهره‌هايي‌ بودند كه‌ در اين‌ سكانس‌ حضور داشتند. سكانس‌ بعدي‌ را قرار بود داخل‌ خانه‌ بگيرند و طبق‌ روال‌ معمول‌ فاصله‌ بين‌ سكانس‌ حياط‌ و داخل‌ خانه‌ بايد چيزي‌ حدود 15 تا 20 دقيقه‌ طول‌ مي‌كشيد كه‌ كشيد. در اين‌ فرصت‌ عوامل‌، صحنه‌ بعدي‌ را آماده‌ مي‌كردند و بقيه‌ هم‌ چاي‌ مي‌خوردند تا صحنه‌ چيده‌ شود. صحنه‌يي‌ كه‌ در آن‌ مديري‌، شفيعي‌جم‌، انصاري‌، جنيدي‌، بختياري‌، عجميان‌ و... بازي‌ دارند. با رفتن‌ به‌ داخل‌ ساختمان‌ و ديدن‌ فضاي‌ داخل‌ خانه‌ آدم‌ ديگر مطمئن‌ مي‌شود كه‌ اين‌ كار صددرصد با كارهاي‌ گذشته‌ مديري‌ متفاوت‌ است‌، حداقل‌ طراحي‌ صحنه‌اش‌ كه‌ كلي‌ توفير دارد! يك‌ هال‌ بزرگ‌ مستطيل‌شكل‌، فرش‌ قرمز با گل‌هاي‌ آبي‌ پهن‌ روي‌ زمين‌، سماوري‌ روي‌ يك‌ ميز كوچك‌ و كنارش‌ چهار، پنج‌ استكان‌ كمرباريك‌ لهستاني‌ كه‌ اين‌ روزها كمتر پيدا مي‌شود، در كنار دو،سه‌تا بالش‌ لوله‌يي‌ شكل‌كه‌ بيشتر در خانه‌هاي‌ قديمي‌ پيدا مي‌شود. اينها چيزهايي‌ است‌ كه‌ در اولين‌ نگاه‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد. ديگر خبري‌ از صندلي‌هاي‌ فرفورژه‌، مبل‌هاي‌ رنگي‌ و ديوارهاي‌ بنفش‌ رنگ‌ مجموعه‌هاي‌ قبلي‌ مديري‌ نيست‌. ديوار سم
ت‌ راست‌ خانه‌، به‌ رنگ‌ سبز در آمده‌ و پارچه‌يي‌ از نيروي‌ انتظامي‌ روي‌ ديوار نصب‌ شده‌ تا نشان‌ دهد كه‌ دفتر نيروي‌ انتظامي‌ هم‌ جزوي‌ از لوكيشن‌هاي‌ اين‌ سريال‌ است‌. بازيگران‌ هركدام‌ جاي‌ خود نشسته‌اند و با صداي‌ دستيار كارگردان‌ كه‌ مثل‌ خود مديري‌ جذبه‌ خاصي‌ دارد فيلمبرداري‌ آغاز مي‌شود.

نقش‌هاي‌ بازيگران‌: جذاب‌ و متفاوت‌!
كساني‌ كه‌ كارهاي‌ مديري‌ را دنبال‌ مي‌كنند اولين‌ سوالي‌ كه‌ درباره‌ كار جديد او مي‌پرسند اين‌ است‌ كه‌ بازيگران‌ اين‌ سريال‌ چه‌ نقشي‌ دارند? رضا شفيعي‌جم‌ مثل‌ «نقطه‌چين‌» با يك‌ تيپ‌ جديد و خيلي‌ جذاب‌ ظاهر شده‌ و با ايفاي‌ اين‌ نقش‌، مطمئن‌ باشيد كه‌ يكي‌ از چهره‌هاي‌ پرطرفدار تلويزيون‌ خواهد بود. او در اين‌ سريال‌ نقش‌ كامبيز را بازي‌ مي‌كند. كامبيز چاق‌ است‌ با سبيلي‌ پهن‌ وموهاي‌ بلند و لباس‌ چهارخانه‌ رنگارنگ‌ و شلوار گشادي‌ كه‌ از هر سمت‌ هفت‌، هشت‌ پيله‌ خورده‌ و كفش‌هاي‌ نوك‌تيزي‌ كه‌ گاهي‌ اوقات‌ كتاني‌ جايگزين‌ آن‌ مي‌شود. او كمي‌ هم‌ لات‌ است‌ و از اصطلاحات‌ لاتي‌ استفاده‌ مي‌كند. سيامك‌ انصاري‌ )محمود( و مهران‌ مديري‌ )بيژن‌( هم‌ همان‌ شخصيت‌هاي‌ گذشته‌ خود را دارند. جواد رضويان‌ )مراد( هم‌ مانند شفيعي‌جم‌ تيپ‌ متفاوتي‌ دارد.اولين‌ چيزي‌ كه‌ در ظاهرش‌ به‌ چشم‌ مي‌آيد موهاي‌ بلندي‌ است‌ كه‌ آنها را روي‌ سرش‌ خوابانده‌ و البته‌ هنوز عشوه‌هاي‌ «پاورچين‌» را با خود دارد.
داستان‌ از اين‌ قرار است‌ كه‌ بيژن‌ )مهران‌ مديري‌( خواهر و شوهرخواهرش‌ )بهنوش‌ بختياري‌ و جواد رضويان‌( و خانواده‌ عمويش‌ )سيامك‌ انصاري‌ و فلامك‌ جنيدي‌( و... با هم‌ زندگي‌ مي‌كنند. در شرايطي‌ كه‌ آنها در تنگناي‌ مالي‌ و فشار اقتصادي‌ شديدي‌ هستند بيژن‌ برنده‌ يك‌ جايزه‌ درست‌ و حسابي‌ از بانك‌ مي‌شود. جايزه‌يي‌ كه‌ مي‌تواند زندگي‌ آنها را از اين‌ رو به‌ آن‌ رو كند. ولي‌ با پيدا شدن‌ سروكله‌ كامبيز )رضا شفيعي‌جم‌( اتفاقات‌ جديدي‌ رخ‌ مي‌دهد.
سعيد پيردوست‌ و ساعد هدايتي‌ هم‌ در اين‌ مجموعه‌ حضور دارند ولي‌ خبري‌ از محمدرضا هدايتي‌ )ددي‌جون‌ و طغرل‌( نيست‌. سروش‌ صحت‌ هم‌ به‌ عنوان‌ نويسنده‌ حضور دارد و محمدرضا آريان‌ در نوشتن‌ بعضي‌ قسمت‌ها به‌ او كمك‌ كرده‌ است‌.

حركت‌
در اين‌ سكانس‌ بيژن‌ )مهران‌ مديري‌( وسط‌ نشسته‌ و كامبيز )شفيعي‌جم‌( و محمود )سيامك‌ انصاري‌( كنار او و بازيگران‌ زن‌ هم‌ روبروي‌ آنها در فاصله‌ دورتري‌ ديده‌ مي‌شوند.
آرزو: آخه‌ آقا محمود چرا عجولانه‌ تصميم‌ مي‌گيري‌?
محمود: اين‌ چه‌ حرفيه‌ مي‌زني‌ آرزو خانم‌? چه‌ عجله‌يي‌?
كامبيز: چي‌شد داش‌... دستتو بنداز... آبجي‌ پاشو برو تو اتاق‌ ببينم‌...
چي‌چي‌ مي‌گي‌ تو?
محمود: بيشين‌ بينيم‌ بابا حال‌ نداريم‌... دستتو بنداز!
كامبيز نيم‌خيز مي‌شود تا با كف‌ دست‌ به‌ صورت‌ محمود بكوبد: چي‌چي‌ مي‌گه‌ داش‌... دستتو بنداز مي‌گم‌ نفله‌... زنگ‌ تلفن‌ به‌ صدا در مي‌آيد و با «كات‌» دستيار كارگردان‌ فيلمبرداري‌ قطع‌ مي‌شود. طبق‌ معمول‌ مديري‌ پشت‌ مانيتور مي‌آيد و سكانس‌ گرفته‌ شده‌ را بازبيني‌ مي‌كند تا مشكلي‌ نداشته‌ باشد. با شنيدن‌ كلمه‌ فج‌ از زبان‌ مديري‌ عوامل‌ براي‌ گرفتن‌ سكانس‌ بعدي‌ آماده‌ مي‌شوند.
در فاصله‌ آماده‌ شدن‌ سكانس‌ بعدي‌ يكي‌ از عوامل‌ سريال‌ مي‌گويد: «تا الان‌ 8 قسمت‌ سريال‌ را فيلمبرداري‌ كرده‌ايم‌ و تا هفته‌ اول‌ فروردين‌ماه‌ قسمت‌ سيزدهم‌ فيلمبرداري‌ مي‌شود.»
در بين‌ اين‌ فيلمبرداري‌ نفسگير، خوردن‌ يك‌ پياله‌ آش‌ رشته‌ حسابي‌ مي‌چسبد. آش‌ رشته‌ داغي‌ كه‌ گروه‌ را تا نيمه‌هاي‌ شب‌ سرپا نگه‌ مي‌دارد تا بتوانند زودتر بيژن‌، كامبيز، محمود، مراد و بقيه‌ لشگر پرطرفدار «جايزه‌ بزرگ‌» مهران‌ مديري‌ را روانه‌ آنتن‌ شبكه‌ 3 كنند. لشگري‌ كه‌ به‌ نظر مي‌رسد فاتح‌ جنگ‌ سريال‌هاي‌ نوروزي‌ شبكه‌هاي‌ تلويزيون‌ باشد.



Posted by webmaster at March 17, 2005 02:58 PM | View: 13346


Copyright 2005 Inrooz.com , All Right Reserved