Inrooz.com
  سایت خبری حوادث روز

ads

Niksalehi.com

NikBazar.com

آپیوندها

نیک صالحی

نیک بازار

نیک دانلود

نسل سوم

پرشین وی

نیک بلاگ

نیک جاب

نیک کلاب

هو دات آی آر

تجریش گیم

اینروز

درنا

دانستنی

آی آر پارت

مخصوص

تلاطم

ارگ ایران

فروشگاه تجریش

نیک نیوز

سایت روز

پارسی پیک

سینما تو ایران

سینما فور آی آر

سینما تو آی آر

پولک

تندرست

آی آر پارس

گالری عکس گالری سینما
سرويس آشپزخانه هدیه تهرانی
سرويس بهداشتي نیکی کریمی
مانيکور ناخن مهناز افشار
کارت عروسي بهرام رادان
دسته گل عروس پوریا پورسرخ
تاج عروس سمیرا مخملباف
کیف زنانه پوپک گلدره
کفش عروسي محسن مخملباف
گالری جواهرات فرهاد مهادیان
انگشتری یکتا ناصر
کیک عروسي مهتاب کرامتی
حلقه عروسي مسعود کیمیایی
لباس مجلسی گلشیفته فراهانی
لباس عروس محمد رضا فروتن
گالری دکوراسیون منزل امین حیایی
ماشین های برتر دنیا یکتا ناصر
گالری طلا و جواهرالات بهاره رهنما
گالری عکسهای هنری نیوشا ضیغمی
گالری عکسهای فانتزی بهنوش بختیاری
گالری شیفون عروس ماهایا پطروسیان
اتاق خواب محمد رضا گلزار
عروسک ستاره اسکندری
گالری والپیپر بهاره رهنما
گالری کفش عروس لعیا زنگنه
گالری تاج سر عروس حسام نواب صفوی
گالری دیدنی طبیعت هانیه توسلی
گالری کارت پستال لیلا اوتادی
گالری گلها لیلا حاتمی
کیک تولد و عروسی ترانه علیدوستی
گالری عکسهای حیوانات شیلا خداداد
گالری عکسهای خنده دار حمید گودرزی
گالری عکس بچه ها عکس بازیگران سینما

آخرین خبر های سراسر جهان

inroozha

مطالب جالب

طنز و سرگرمی

 

اين خانم جيغ نمى زند.... [ April 23, 2005 ]

ايران:ديدار با مهرنوش پرتوى، گوينده راديو

اين خانم جيغ نمى زندبا صداى بم فرياد مى زند
سام فرزانه

يكى از مهم ترين تفاوت هاى گويندگى در راديو و در تلويزيون اين است كه وقتى شما يك تصادف درست و حسابى داشته باشيد، بعد از مرخصى از بيمارستان مى توانيد به گويندگى در راديو ادامه دهيد ولى براى حضور در تلويزيون بايد مدتى در خانه بمانيد تا جاى زخم هايتان التيام پيدا كند.
آشنا مى شويم با مهرنوش پرتوى گوينده راديو كه بعد از يك هفته مرخصى از بيمارستان به استوديو رفت و نگذاشت دلش براى كارش تنگ شود يا كه صدايش از ياد شنوندگان راديو تهران برود.
او مى گويد كه در راديو يك زيبايى كلاسيكى است كه در تلويزيون نيست. براى همين دلش براى كارش تنگ مى شود. اگر مى خواهيد بدانيد كه چطور شد گفت وگوى ما به آنجا كشيد كه او از زيبايى كلاسيك حرف زد، بخش زير را بخوانيد:
زيبايى كلاسيك
كارمند استخدامى راديو نيست و به صورت برنامه اى براى راديو كار مى كند: «من خودم نمى خواهم كه كارمند رسمى صدا و سيما باشم.» براى اينكه نمى خواهد «بسته اين محل» باشد. چون مى خواهد با «عشق و علاقه» كار كند تا اگر مشكلى پيش آمد و اتفاقى افتاد، بتواند «به راحتى خداحافظى» كند.
يك گوينده راديو اگر در راديو كار نكند در كجا مى تواند شاغل شود؟ اين پرسش زمانى معنى مى يابد كه مى دانيم در ايران راديو يا تلويزيون خصوصى نداريم و مردم ناگزير بايد در همين صدا و سيما به كار گويندگى بپردازند: «گويندگى راديو كه فقط در صدا و سيما امكان پذير است. اما مى توانم در استوديوهاى خصوصى گويندگى كنم. مثلاً همين روزها هم من براى فيلم هاى مستند گويندگى مى كنم.»
«لازم نيست حتماً در داخل سازمان باشيم. مى توانيم از اين دست كارهاى از پيش ضبط شده انجام دهيم. يا اين كه براى اجراى برنامه هاى مختلف برويم.» اما اگر شما گوينده راديو نباشيد يا تصويرتان از تلويزيون پخش نشود، براى اجراى اينگونه برنامه ها دعوتتان نمى كنند. هرچند پرتوى آنقدر به راديو علاقه دارد كه اصلاً چنين اجراهايى را قبول نمى كند.
«يك زيبايى كلاسيكى در راديو هست كه خيلى آن را دوست دارم.» يعنى اينكه «پشت ميكروفن راديو نشستن بلديتى مى خواهد كه هركسى آن را ندارد.» براى همين است كه پرتوى عقيده دارد، بسيارى از گويندگان و مجريان تلويزيون از راديو به اين رسانه رفته اند. چون «در راديو شما آموزش مى بينيد كه چطور فقط با صدايتان حالت هاى مختلف را به شنونده القا كنيد. اما در تلويزيون شما تحت تأثير رنگ و فضا و دوربين و ظواهر تلويزيون هستيد.»
امتحان پشت امتحان، بعد هم كار آموزى
آموزشى كه پرتوى از آن حرف مى زند، از آنجا شروع مى شود كه او وعده ديگرى از متقاضيان گويندگى در راديو براى امتحان ورود به راديو ثبت نام كرده و اول يك امتحان شفاهى مى دهند تا زيبايى صدايشان سنجيده شود.
«در ابتداى ورود به راديو شما تست صدا مى دهيد تا جنس صدايتان سنجيده شود. تا اينكه بفهمند اصلاً اين جنس از صدا مرغوب و پذيرفته شده براى راديو است.»
بعد اگر جنس پسنديده شد از شما دعوت مى شود تا باز هم براى ممتحن ها حرف بزنيد: «اين بار براى خواندن متن هاى مختلف تا ببينند شما براى خواندن متن هاى مختلف تراژيك ، كمدى يا چيزهاى ديگر انعطاف لازم را داريد» اين دفعه كار كمى طول مى كشد. پرتوى تست دومش را در ۴۵ دقيقه انجام داده بود.
و براى دانستن سطح اطلاعات شما يك امتحان كتبى نيز از شما گرفته مى شود.
بعد از اين تست منتظر مى شويد تا زير پايتان علف سبز شود: «نه تا زمانى كه بروند و كارشناسان سازمان روى صداى شما نظر بدهند.»
«بعد هم وقتى كه صدايتان پذيرفته شد بايد برويد و كارآموزى كنيد. من مدت ها كارآموز خانم احمدپور بودم. بعد از آن كه دوره كارآموزى را در حدود شش ماه مى گذرانيد، برنامه هاى توليدى كار مى كنيد كه پيش از پخش ساخته مى شود. بعد از آن است كه اجازه گويندگى در برنامه هاى زنده را به شما مى دهند.»
اين خانم پرتوى ما بعد از سه ماه كارآموزى كارش را شروع كرده است و خيلى هم زود به برنامه هاى زنده راه يافته است: «اولين برنامه اى كه به صورت زنده اجرا كردم، اسمش شبهاى تابستان بود كه از راديو ۲ هر شب پخش مى شود. سه ماه تابستان من و آقاى على منافى آن برنامه را اجرا كرديم و به نظر من كه برنامه موفقى بود و توانستم خيلى چيزها از آن بياموزم.»
بعد هم به راديو پيام رفته است. آن هم در زمانى كه اين راديو تازه كارش را شروع كرده بود. بعد هم برنامه خانواده در استان را شروع مى كند كه از راديو استان تهران پخش مى شده است.
بعد از آن بود كه شبكه هاى مختلف راديو گويندگان و برنامه سازان مشخصى پيدا مى كنند كه تنها براى همان شبكه كار كنند. به اين ترتيب در تقسيم گويندگان پرتوى در راديو تهران مى ماند.
گويندگى در شب و روز فرق دارد
يكى از برنامه هايى كه پرتوى در آن به گويندگى مى پردازد، تهران درشب است كه او در روزهاى سه شنبه از دوازده تا سه صبح برنامه را اجرا مى كند. اين برنامه جنگى است از مسائل اجتماعى و ادبى با حكايت، گزارش و ارتباط تلفنى بدون آنكه محدوديتى در انتخاب موضوع داشته باشد: «فقط سعى مى كنيم مسائلى انتخاب كنيم كه آرامش شب را به هم نزنيم.»
پرتوى مى گويد كه گويندگى در شب و روز فرق دارد اما او با صدايش كارى نمى كند كه اين تفاوت را ايجاد كند: «ما با صدايمان كارى نمى كنيم. گوينده اى كه صدايش را در برنامه هاى مختلف تغييردهد بازيگر است نه گوينده. البته ايرادى ندارد كه بازى كند. اما بازيگرى راديو كار ما نيست.»
آنچه كه تفاوت كار يك گوينده از يك برنامه به برنامه ديگر است، اين است كه « ما مى توانيم بنا به حال و هوا و موضوع برنامه نوع لحنمان را در برنامه تغيير دهيم.»
ريتم حرف زدن او تند است و جالب اينكه پشت ميكروفن راديو هم به همين تندى صحبت مى كند: «اين يكى از مواردى است كه مردم هم آن را دوست دارند. هيچ سعى نمى كنيم كه با مكث هاى فراوان، با طمأنينه و ايجاد تيپ هاى مختلف در صدايم با مردم صحبت كنم.»
يك چيز بامزه از زمان مصاحبه برايتان تعريف كنم. او هنگامى كه داشت از ريتم بالاى صحبت كردن خود و از ريتم پايين و مكث هاى فراوان صحبت مى كرد، متناسب با همان كلمات سرعت حرف زدنش كم و زياد مى شد.
خلاصه اينكه مهرنوش پرتوى راز موفقيتش در اين است كه طورى پشت ميكروفن راديو حرف مى زند كه انگار روبروى دوستانش نشسته و با آنها گفت وگو مى كند.
كند، تند و تندتر
از او مى خواهم كه مقايسه اى بكند بين سرعت حرف زدن خودش و همكاران ديگرش كه از سال هاى دور به اين سو در راديو گويندگى كرده اند: «خيلى از آنها كه راديو را دوست دارند برنامه هاى مورد علاقه خود را ضبط كرده اند. من برنامه هاى پيش از انقلاب آنها را پيدا كردم و گوش دادم. سرعت آنها از ما كمتر بود. بعد از انقلاب هم هر چه رو به زمان حال آمديم سرعت حرف زدن گوينده ها بيشتر شده است.»
اين گوينده جوان راديو با بسيارى از گويندگان قديمى راديو در ارتباط بوده و آنها را مى شناسد: «من با خانم فروزنده اربابى تماس دارم و از افتخاراتم اين است كه با آقاى رامين فرزاد برنامه اجرا كرده ام و فوق العاده براى من جذاب بود.»
« را» كه «رو» مى شود
«اگر به مخاطب احساس صميميت بدهيم، مخاطب فكر نمى كند كه داريم از دو پله بالاتر با او حرف مى زنيم.» به اين ترتيب هيچ بعيد نيست كه براى دادن احساس صميميت، گوينده متن را كاملاً از رو نخواند و آن را با كلمه هاى شكسته بخواند. مثلاً كلمه «را» را «رو» بخواند. (ببخشيد اين تكه مثل موسيقى شد تا نوشته)
«حتى به شما بگويم كه غير از متن هاى كلاسيك ايرانى كه ما موظف هستيم امانت دارى را در اجراى آن رعايت كنيم، من در بسيارى از موارد، وقتى كه يك متن مثلاً زندگى نامه يك نويسنده را مى خوانم، آن را از روى متن نمى خوانم، طورى درباره آن نويسنده حرف مى زنم كه انگار دارم براى مخاطبم از يك كسى كه او هم مى شناسد، حرف مى زنم.»
حيف اهل غيبت نيست!
از وقتى كه به راديو آمده است، صدايش بم تر شده است: «يا درست تر بگويم صدايم پخته شده است. صدايم در اين راه پخته شده است. مثل صداى يك آوازه خوان كه صدايش در ابتداى راه با زمانى كه چند وقتى از آغاز كارش مى گذرد، تفاوت مى كند.»
«تمرين كردن روى تارهاى صوتى به اين شكل است كه شما در هر برنامه چيزى ياد مى گيريد و صدايتان از اين برنامه تا برنامه بعد تغيير مى كند.»
فكر مى كنيد خانواده مهرنوش پرتوى متوجه اين تغيير صدا شده اند؟
نه.
فكر مى كنيد آنها از اين كه يك نفر با صداى شسته و رفته با آنها صحبت مى كند، خسته مى شوند؟
«برايشان غريب است، اما ناراحت نمى شوند.»
من گوينده هاى بسيارى را ديده ام و با آنها صحبت كرده ام. اما پرتوى از همه آنها بيشتر صدايش را بالا و پايين مى برد. براى اينكه «من آواز كار كرده ام. كسانى كه آواز مى خوانند، توناليته صدايشان بيشتر بالا و پايين مى رود.»
او حتى عقيده دارد كه نوع اجرايش هم آهنگين است و دليلش را هم به دليل اين مى داند كه او اهل موسيقى است.
«مادرم هميشه مى گويد كه وقتى با من تلفنى حرف مى زند، خسته نمى شود. براى اينكه عقيده دارد صداى من يكنواخت نيست و داراى اوج و فرودهاى بسيارى است.»
شما تصور كنيد چنين صدايى چقدر براى غيبت كردن خوب است. براى اينكه اوج و فرودهايى كه دارد باعث مى شود شما خسته نشويد و در جاهايى واقعاً هيجان زده شده و طرف مورد غيبت را كاملاً له كنيد. اما «من اهل غيبت نيستم. اصلاً اين كار جزو سرگرمى هاى من محسوب نمى شود.» خوانندگان محترم تصور كنيد اگر اين كار از علائق ايشان بود، چه مى شد.
صداى خوب روى مردم تأثير مى گذارد
«در كوچه و خيابان و مغازه وقتى كه مى خواهم مثلاً خريد بكنم، نوع گفتار من خيلى روى آدمها تأثير مى گذارد.» و براى ما مثالى مى زند از زمانهايى كه براى خريد به مغازه اى مى رود و مى تواند بداخلاق ترين فروشنده را هم مجبور كند چندين و چند جنس براى او بياورد و او هيچ چيز هم از آن مغازه نخرد.
حالا بياييد تصور كنيد كه اين خانم بخواهد با كسى دعوا كند و با همين صداى پرفرازو نشيب بخواهد به كسى بگويد [...]
«در اين مواقع كه هيچ وقت حرف بدى به كسى نمى زنم. اما سرعت حرف زدنم دوبرابر اين مى شود كه شما مى شنويد و تن صدايم هم بالا مى رود. جيغ نمى زنم اما با همان صداى بم فرياد مى زنم. خدا به داد آن بدبختى برسد كه بخواهد در كوچه و خيابان با يك گوينده دعوا كند.



Posted by webmaster at April 23, 2005 12:27 AM | View: 5554


Copyright 2005 Inrooz.com , All Right Reserved