Inrooz.com
  سایت خبری حوادث روز

ads

Niksalehi.com

Hannover IT Limited - Domain and Host

NikBazar.com

آپیوندها

نیک صالحی

نیک بازار

نیک دانلود

نسل سوم

پرشین وی

نیک بلاگ

نیک جاب

نیک کلاب

هو دات آی آر

تجریش گیم

اینروز

درنا

دانستنی

آی آر پارت

مخصوص

تلاطم

ارگ ایران

فروشگاه تجریش

نیک نیوز

سایت روز

پارسی پیک

سینما تو ایران

سینما فور آی آر

سینما تو آی آر

پولک

تندرست

آی آر پارس

گالری عکس گالری سینما
سرويس آشپزخانه هدیه تهرانی
سرويس بهداشتي نیکی کریمی
مانيکور ناخن مهناز افشار
کارت عروسي بهرام رادان
دسته گل عروس پوریا پورسرخ
تاج عروس سمیرا مخملباف
کیف زنانه پوپک گلدره
کفش عروسي محسن مخملباف
گالری جواهرات فرهاد مهادیان
انگشتری یکتا ناصر
کیک عروسي مهتاب کرامتی
حلقه عروسي مسعود کیمیایی
لباس مجلسی گلشیفته فراهانی
لباس عروس محمد رضا فروتن
گالری دکوراسیون منزل امین حیایی
ماشین های برتر دنیا یکتا ناصر
گالری طلا و جواهرالات بهاره رهنما
گالری عکسهای هنری نیوشا ضیغمی
گالری عکسهای فانتزی بهنوش بختیاری
گالری شیفون عروس ماهایا پطروسیان
اتاق خواب محمد رضا گلزار
عروسک ستاره اسکندری
گالری والپیپر بهاره رهنما
گالری کفش عروس لعیا زنگنه
گالری تاج سر عروس حسام نواب صفوی
گالری دیدنی طبیعت هانیه توسلی
گالری کارت پستال لیلا اوتادی
گالری گلها لیلا حاتمی
کیک تولد و عروسی ترانه علیدوستی
گالری عکسهای حیوانات شیلا خداداد
گالری عکسهای خنده دار حمید گودرزی
گالری عکس بچه ها عکس بازیگران سینما

آخرین خبر های سراسر جهان

inroozha

مطالب جالب

طنز و سرگرمی

 

انتقام‌ زن‌ جوان‌ از شوهر هوسران‌ [ November 21, 2005 ]

در دادگاه‌ خانواده‌ تهران‌؛انتقام‌ زن‌ جوان‌ از شوهر هوسران‌
اعتماد : زن‌ جوان‌ وقتي‌ فهميد كه‌ شوهرش‌ به‌ او خيانت‌ مي‌كند، براي‌ انتقام‌جويي‌ نقشه‌يي‌ كشيد و شبانه‌ با گوشتكوب‌ و كفگير به‌ جان‌ شوهرش‌ در رختخواب‌ افتاد و او را مجروح‌ كرد.
اين‌ مرد به‌ بيمارستان‌ انتقال‌ يافت‌ و پس‌ از بهبودي‌ به‌ كلانتري‌ محل‌ رفت‌ و از همسرش‌ شكايت‌ كرد. در اين‌ ميان‌ زن‌ جوان‌ با در دست‌ داشتن‌ مداركي‌ كه‌ اؤبات‌ مي‌كرد شوهرش‌ به‌ او خيانت‌ مي‌كند، به‌ دادگاه‌ خانواده‌ 2 تهران‌ رفت‌ و تقاضاي‌ طلاق‌ كرد.
اين‌ زن‌ و مرد جوان‌ ديروز در شعبه‌ 260 دادگاه‌ خانواده‌ حاضر شدند. مرد جوان‌ كه‌ پاي‌ شكسته‌اش‌ را گچ‌ گرفته‌ بود مرتب‌ نزد قاضي‌ ناله‌ مي‌كرد و مي‌گفت‌: «آقاي‌ قاضي‌، حكم‌ طلاق‌ صادر كنيد، باور كنيد اين‌ زن‌ ديوانه‌ است‌ و اگر بخواهم‌ با او زندگي‌ كنم‌ اين‌ بار با چاقو تكه‌ تكه‌ام‌ مي‌كند!»
قاضي‌، اين‌ زوج‌ را به‌ آرامش‌ دعوت‌ كرد و از زن‌ 30 ساله‌ خواست‌ تا شكايت‌ خود را مطرح‌ كند.
زن‌ كه‌ مينا نام‌ دارد به‌ قاضي‌ گفت‌: پنج‌ سال‌ پيش‌ با پسر جواني‌ دوست‌ بودم‌ و مي‌خواستيم‌ با هم‌ ازدواج‌ كنيم‌، اما پدر و مادرم‌ با اين‌ ازدواج‌ مخالف‌ بودند، تا اينكه‌ شوهرم‌ )اشاره‌ به‌ مردي‌ كه‌ كنارش‌ نشسته‌ بود( كه‌ پسر يكي‌ از دوستان‌ پدرم‌ بود، به‌ خواستگاري‌ام‌ آمد، پدرم‌ به‌ زور مرا به‌ عقد اين‌ مرد در آورد. ديگر مجبور بودم‌ كه‌ با مهدي‌ زندگي‌ كنم‌. مهدي‌ زن‌ اولش‌ را طلاق‌ داده‌ بود و من‌ به‌ اصرار پدرم‌ مجبور بودم‌ كه‌ با او زندگي‌ كنم‌. در مدت‌ اين‌ پنج‌ سال‌ شوهرم‌ جانم‌ را به‌ لبم‌ رسانده‌ است‌. از روزي‌ كه‌ با او ازدواج‌ كردم‌ متوجه‌ شدم‌ كه‌ او هوسران‌ است‌. هر وقت‌ با هم‌ به‌ بيرون‌ از خانه‌ مي‌رفتيم‌، مرتب‌ به‌ دخترها و زن‌هاي‌ جوان‌ نگاه‌ مي‌كرد و هرچه‌ به‌ او تذكر مي‌دادم‌ بي‌فايده‌ بود. يك‌ روز مرا به‌ خانه‌ پدرم‌ رساند و از من‌ خواست‌ كه‌ دو روز در آنجا بمانم‌، چون‌ قصد دارد به‌ مسافرت‌ برود. به‌ او شك‌ كردم‌ و روز بعد بي‌خبر به‌ خانه‌ برگشتم‌ و در كمال‌ ناباوري‌ ديدم‌ كه‌ شوهرم‌ با زن‌ جواني‌ در خانه‌ تنها است‌. زن‌ جوان‌ وقتي‌ مرا ديد، فرار كرد و شوهرم‌ كه‌ هل‌ شده‌ بود، نمي‌دانست‌ چه‌ بگويد. مي‌خواستم‌ به‌ دادگاه‌ بروم‌ و درخواست‌ طلاق‌ بدهم‌، اما مهدي‌ با گريه‌ و التماس‌ از من‌ خواهش‌ كرد كه‌ او را ببخشم‌ و قول‌ داد
كه‌ ديگر دست‌ از هوسبازي‌ و كارهاي‌ زشتش‌ برمي‌دارد، اما آقاي‌ قاضي‌ توبه‌ گرگ‌، مرگ‌ است‌!
يك‌ شب‌ كه‌ در اتاقم‌ نشسته‌ بودم‌ تلفن‌ زنگ‌ زد.شوهرم‌ كه‌ تازه‌ به‌ منزل‌ برگشته‌ بود، در اتاق‌ نشيمن‌ گوشي‌ را برداشت‌ و شروع‌ به‌ صحبت‌ كرد. شك‌ كردم‌، در اتاق‌ خوابمان‌ يك‌ تلفن‌ ديگر هم‌ بود، آرام‌ گوشي‌ را برداشتم‌ و صداي‌ زن‌ جواني‌ را از آن‌ طرف‌ خط‌ شنيدم‌ كه‌ با مهدي‌ قرار ملاقات‌ گذاشت‌. مهدي‌ هم‌ مرتب‌ به‌ آن‌ زن‌ مي‌گفت‌: زنم‌ مرا اذيت‌ مي‌كند، فردا مي‌خواهيم‌ به‌ دادگاه‌ برويم‌، نگران‌ نباش‌ بزودي‌ طلاقش‌ مي‌دهم‌ و تو را صيغه‌ مي‌كنم‌!
با شنيدن‌ اين‌ جمله‌ بشدت‌ عصباني‌ شدم‌ ولي‌ سعي‌ كردم‌ كنترلم‌ را حفظ‌ كنم‌. آن‌ شب‌ در سكوت‌ با هم‌ شام‌ خورديم‌ ولي‌ دلم‌ مي‌خواست‌ او را خفه‌ مي‌كردم‌، اما باز هم‌ صبر كردم‌ تا او بخوابد و من‌ نقشه‌ام‌ را عملي‌ كنم‌. ساعت‌ 12 شب‌ مهدي‌ خوابيد و من‌ يك‌ كفگير و گوشتكوب‌ برداشتم‌ و به‌ جانش‌ افتادم‌ و فقط‌ سعي‌ مي‌كردم‌ به‌ دست‌ و پايش‌ بزنم‌ تا باعث‌ مرگش‌ نشود. وقتي‌ داد و فرياد راه‌ انداخت‌ دست‌ از ضربه‌ زدن‌ برداشتم‌ و او هم‌ با فرياد و فغان‌ همسايه‌ها را خبر كرد.
آقاي‌ قاضي‌، اين‌ مرد بيمار است‌، من‌ در اين‌ مدت‌ خيلي‌ عذاب‌ كشيده‌ام‌ و يك‌ روز خوش‌ در زندگي‌مان‌ نداشته‌ام‌. خواهش‌ مي‌كنم‌ حكم‌ طلاق‌ مرا صادر كنيد تا از دست‌ اين‌ مرد هوسباز خلاص‌ شوم‌.
قاضي‌ حسيني‌ از زن‌ جوان‌ پرسيد: آيا شما مدركي‌ داريد كه‌ نشان‌ دهد، شوهرتان‌ به‌ شما خيانت‌ كرده‌ است‌?
زن‌ جوان‌ گفت‌: بله‌، وقتي‌ شوهرم‌ از من‌ در كلانتري‌ بخاطر ضرب‌ و شتم‌ شكايت‌ كرد، اين‌ مدارك‌ را نشان‌ دادم‌ و با قرار وؤيقه‌ آزادم‌ كردند.اين‌ مدارك‌ نشان‌ مي‌داد كه‌ مرد هوسباز به‌ زن‌ سابقش‌ هم‌ خيانت‌ مي‌كرد و به‌ همين‌ علت‌ آن‌ زن‌ درخواست‌ طلاق‌ داده‌ است‌. همچنين‌ دو سال‌ پيش‌ اين‌ مرد به‌ اتهام‌ رابطه‌ نامشروع‌ با يك‌ زن‌ بيوه‌ به‌ 99 ضربه‌ شلاق‌ محكوم‌ شده‌ است‌.
مرد جوان‌ هم‌ به‌ ناچار پذيرفت‌ و گفت‌: آقاي‌ قاضي‌ خودم‌ هم‌ نمي‌دانم‌ كه‌ چرا اينقدر چشم‌چراني‌ مي‌كنم‌!! من‌ دلم‌ مي‌خواهد با آرامش‌ و با يك‌ نفر زندگي‌ كنم‌ اما به‌ هوس‌ كشانده‌ مي‌شوم‌!
قاضي‌ حسيني‌ در پايان‌ جلسه‌، اين‌ مرد را به‌ پزشكي‌ قانوني‌ معرفي‌ كرد تا مشخا شود كه‌ آيا اين‌ مرد بيماري‌ رواني‌ يا جنسي‌ دارد? سپس‌ راي‌ خود را درباره‌ اين‌ پرونده‌ صادر كند.



Posted by webmaster at November 21, 2005 03:43 PM | View: 539


Copyright 2005 Inrooz.com , All Right Reserved